بایگانیِ می, 2006

جشنواره‌ی کن و اسکار

می 30, 2006

<P dir=rtl align=justify>در ذهن برخی (یک نمونه‌اش <A href=”http://www.khazzeh.com/archives/text/000036.php”>اینجا</A>)، <A href=”http://www.festival-cannes.fr”>کن</A> معادل اروپایی اسکار است حال آنکه کن تفاوتهای اساسی&nbsp;با اسکار دارد. نخستین و مهمترین آنکه کن یک&nbsp;فستیوال است و <A href=”http://www.oscar.com”>اسکار</A> یک مراسم اهدای جایزه. با این حال اگر بخواهیم جایزه دادن در این دو&nbsp;اتفاق سینمایی&nbsp;را ملاک بگیریم باز هم تفاوتها آشکار است. در مراسم اسکار گویی معیارها مشخص و تعیین‌شده است و&nbsp;اعضای آکادمی طبق آن معیارهای نوشته یا نانوشته قضاوت می‌کنند. همین است که بسیاری منتقدان، پیش از برگزاری مراسم اسکار، برنده‌ها را حدس می‌زنند و بیشتر هم درست می‌گویند. اگر هم پیش آمده که حدسها درست از آب در نمی‌آید به خاطر آنکه منتقدان تصور می‌کنند که شاید آن سال&nbsp;اعضای آکادمی&nbsp;ساختارشکنی کنند. همین امسال، با توجه به فضا‌ی محافظه‌کار آکادمی و جامعه‌ی مذهبی امریکا بسیار بعید بود که فیلم کوهستان بروکبک جایزه‌ی بهترین فیلم را بگیرد ولی منتقدان با خوش‌بینی منتظر ابتکار عمل از سوی اعضای آکادمی بودند که در نهایت هم معلوم شد در اسکار&nbsp;بر همان پاشنه می‌چرخد و انگ‌لی حتی با حمایت منتقدان نتوانست جایزه را از آن خود کند. اما نتایج جشنواره‌ی کن، بیشتر غافلگیرکننده بوده است. یک سال در کمال شگفتی فیلم ضعیف، بی‌مایه و سیاسی&nbsp;مایکل مور جایزه می‌گیرد و سال دیگر فیلمی غیر سیاسی و هنرمندانه از جارموش. گویی در کن همه چیز به هیات داوران برمی‌گردد و از آنجا که هیات داوران هر سال تغییر می‌کند کار بر منتقدان سخت می‌شود و پیش‌بینی دشوار. این، ویژگی جشنواره‌ی کن است و مایه‌ی شرمساری است که برخی منتقدان و اهالی سینما پس از اینهمه سال این موضوع را درک نکردند و امسال آن بیانیه‌ی مسخره و شرم‌آور تحریم جشنواره کن را صادر کردند. گویی از آن جشنواره طلب دارند و امسال طلبشان پرداخته نشده است! (بخوانید <A href=”http://www2.dw-world.de/persian/kultur/film_theater/1.181908.1.html”>صحبتهای زاون قوکاسیان</A> را در این مورد). بگذریم، این ویژگی جشنواره‌ی کن سبب می‌شود علاقمندان سینما یک سال آن را دوست داشته باشند و سالی دیگر نه. امسال، من <A href=”http://www.sharghnewspaper.com/850309/html/index.htm”>نتایج کن</A> را بسیار پسندیدم. کن لوچ و فیلمهایش&nbsp;را بسیار دوست دارم. فیلمهای کن لوچ، ساده و انسانی و البته با رگه‌های چپگرایانه هستند. فیلم جدید او را ندیده‌ام اما با توجه به نتایج جشنواره‌ی کن باید فیلم خوبی باشد.</P>

آیا فوتبال حلال مشکلات می‌شود؟

می 28, 2006

<P dir=rtl align=justify>این روزها هر جا که می‌نشینم و با هر که سخن می‌گویم گوشه‌ای از سیاهیها و ناامیدی‌ها را پیش چشمم می‌گذارند. یکی از گرانی مسکن می‌گوید، یکی از وضع طلاق، یکی از نزاعهای هرروزه‌ی مردم می‌گوید و دیگری با چشمهای نگران وضعیت بنزین را&nbsp;از من می‌پرسد (گویی منتظر است کسی به او بگوید نگران نباش، بنزین مسافرکشها می‌رسد).&nbsp;اوضاع داخلی بسیار بدتر از آن چیزی است که چند ماه پیش تصور می‌شد و این در حالی است که مردم به مشکلات خارجی کاری ندارند و درست‌تر آنکه فرصت اندیشیدن به آن نیست. جار و جنجال انرژی هسته‌ای خیلی زودتر از تصور من خوابیده و مردم آن را فراموش کرده‌اند. اگر چیزی هست نگرانی از بابت حمله‌ی امریکاست که البته&nbsp;کمتر آن را جدی می‌گیرند و باور عمومی آن است که دعوا حل و فصل می‌شود. کوتاه‌زمانی تا جام جهانی فوتبال مانده و با توجه به علاقه‌ی شدید ایرانیان به فوتبال ممکن است این میدان بزرگ فرصتی در اختیار ایرانیان قرار دهد تا اندکی بیاسایند، گویی که برای رفع خستگی به سفر می‌روند. ایرانیان خسته‌اند و انگار نه انگار که فقط دو ماه از نوروز گذشته است. به هر حال، همه می‌دانیم فوتبال حداکثر یک مسکن&nbsp;قوی است مگر آنکه مسؤولان از این فرصت استفاده کنند و مسائل را حل و فصل کنند. آیا شما امیدی دارید؟</P>

ایسنای بی‌خاصیت

می 24, 2006

<P dir=rtl align=justify>چند وقتی است خبرگزاری دانشجویان ایران به یک خبرگزاری بی‌خاصیت تبدیل شده. مثلن خبرگزاری فارس <A href=”http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8503030007″>اخبار دیشب</A> کوی دانشگاه تهران را منعکس کرده ولی در ایسنا هیچ خبری در این زمینه وجود ندارد در حالی که خیر سرش خبرگزاری دانشجویان است. البته می‌دانم که فشار روی این خبرگزاری بیشتر است ولی بالاخره فلسفه‌ی وجودیش را نباید فراموش کند و اگر نمی‌توانند رسالت خود را انجام دهند تعطیل شوند بهتر است.</P>

بازداشت کاریکاتوریست!

می 23, 2006

<P dir=rtl align=justify>1) امروز دوم خرداد است. روز خوبی بود اما کم‌کم به آن عادت کردیم و بعدها از یاد رفت. امروز هم تعبیرهایی از دلایل پیدایش دوم خرداد می‌شنویم که هیچ ربطی به آن روز ندارد. بیش از این نمی‌خواهم از آن روزها بنویسم که داغم تازه می‌شود اما آیا روزی خواهد رسید که آنانکه با تمام توان در برابر این حماسه ایستادند و سال گذشته ناکامی آن را جشن گرفتند بدانند که چه امیدی را از جوانان آن سالها گرفتند؟<BR>2) ماجرای کاریکاتوری که می‌گویند به ترکها توهین کرده کم‌کم بالا گرفته. مردم تبریز گویا شلوغ کرده‌اند و دولت هم در کمال دستپاچگی وارد عمل شده است. دیشب در تمام بخشهای خبری&nbsp;وزیر ارشاد&nbsp;از مردم&nbsp;ترک‌زبان عذرخواهی کرد و امروز هم وزیر کشور <A href=”http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-722324″>اعلام کرده</A> که کاریکاتوریست روزنامه بازداشت خواهد شد! یعنی یک موضوع ساده تبدیل به یک بحران اجتماعی شد و در نهایت دودش به چشم کاریکاتوریست نگون‌بخت رفت! از هموطنان ترک می‌پرسم که آیا انصاف است که طراح <A href=”http://www.haditoons.com/news.php?news_uid=1439″>این کاریکاتور </A>جور همه‌ی توهین‌کنندگان را بکشد؟ بسیار به جا بود که اگر اعتراضی به این رفتارها هست از نهادهای کوچک مدنی شروع شود. حقیقتش در دانشگاه که بودم می‌دیدم و می‌شنیدم که از این نوع شوخیها زیاد رد و بدل می‌شود ولی اکثر دانشجویان ترک‌زبان با بی‌قیدی از کنار آنها می‌گذشتند و گاه حتی با آنها همراه می‌شدند. خیلی کم کسی پیدا می‌شد که به طور منطقی توهین‌کنندگان را به راه راست هدایت کند! بسیاری از آن دانشجویان، سرخوشی لحظه‌ای را ترجیح می‌دادند و فکر اینجا را نمی‌کردند. نکته‌ی دیگر در این ماجرا پایین آمدن آستانه‌ی تحمل جامعه است که پیش از این بسیاری جامعه‌شناسان هشدار آن را داده بودند و اکنون می‌بینیم که آن هشدارها بسیار جدی بود. امید که مسؤولان به طور جدی به این هشدارها توجه کنند و با تصمیمات نادرست، کار را از این که هست بدتر نکنند.<BR>پی‌نوشت: <A href=”http://alpr.30morgh.org/archives/004471.php#more”>با الپر موافقم</A><BR>پی‌نوشت 2: وقتی فهمیدم کاریکاتوریست بازداشت‌شده <A href=”http://www.haditoons.com/news.php?news_uid=1445″>مانا نیستانی</A> است تاسفم چند برابر شد. امیدوارم این بازداشت ربطی به <A href=”http://www.haditoons.com/news.php?news_uid=1270″>این</A> نداشته باشد.<BR>3) <A href=”http://www.isna.ir/main/NewsView.aspx?ID=News-722712″>کم‌کم دانشجویان به خود آمده‌اند</A>.</P>

اینترنت دوست داشتنی

می 21, 2006

<P dir=rtl align=justify>چند روزیه سرم خیلی شلوغه. یک بار دیگه فهمیدم که برای انجام هر کاری خیلی نمیشه به دیگران اتکا کرد و خود آدم باید بیاد وسط گود. البته یک استثنای خیلی بزرگ هست و اون اینترنت عزیزه. شاید برای خیلیها اینترنت کاربرد تفریحی داشته باشه ولی من بارها و بارها از اینترنت نکاتی یاد گرفتم که مطمئنم اگر اینترنت نبود باید 100 برابر زحمت می‌کشیدم و 100 برابر هزینه می‌دادم تا اون اطلاعات رو به دست میاوردم. اگر پیشتر می‌گفتیم بهترین دوست انسان کتاب است امروز به جرات می‌گم که اینترنت بهترین دوست من است. امیدوارم اونهایی که چشم دیدن این موجود دوست‌داشتنی رو ندارند در اجرای تصمیماتشون ناکام باشند.</P>

ادبیات جدید

می 16, 2006

<P dir=rtl align=justify>متاسفانه ادبیات دولت در حال تغییر است. برخی وزیران و مسؤولان&nbsp;جدید به بهانه‌ی رک‌گویی و قاطعیت، دائم قدرت و زور&nbsp;خود را به رخ می‌کشند. به عنوان نمونه به گوشه‌ای از <A href=”http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-716357″>بیانات</A> رئیس سازمان تربیت بدنی توجه کنید: “همه فدراسيونها و تشکيلات تابعه بايد گوش به فرمان سازمان تربيت بدني باشند و اگر بخواهند غير از اين عمل کنند ريشه شان را از بيخ مي زنم.” </P>

من تحریم می‌کنم

می 14, 2006

<P dir=rtl align=justify>خب چیه مگه؟ مگه من شاخ دارم؟ امسال نمایشگاه کتاب نرفتم! اگر هزار تا دلیل برای رفتن به نمایشگاه کتاب&nbsp;بود من&nbsp;هزار و یک دلیل هم برای&nbsp;تحریم نمایشگاه کتاب داشتم. امروز هم که نمایشگاه تمام شده از تصمیمم پشیمان نیستم. مهمترین دلیلم این بود که نمی‌توانستم آن صفهای طویل جلوی ساندویچ‌فروشیهای متعدد را تحمل کنم. نمی‌توانستم ببینم که&nbsp;این علاقمندان جدی! کتاب خیلی راحت و بدون چک و چونه&nbsp;2000 تومن&nbsp;بابت شکم خیره (اشاره به شعر معروف: ای شکم خیره به نانی بساز و …) می‌پردازند و بابت یک کتاب 1500 تومانی غرولند می‌کنند. تازه امسال هم که بنا بر شنیده‌ها حراست ارشاد یا&nbsp;فلان سازمان&nbsp;فضا را غیرفرهنگی‌تر کرده بود و&nbsp;کتابهایی را&nbsp;از گردونه‌ی عرضه خارج کردند و به جایش کتابهای درپیت چگونه خوشبخت شویم و اعتماد به نفس در 10 روز و رمز شاد زیستن و تعالیم واراساکومبا و غیره و غیره را به خورد جوانان فرهیخته دادند. وقتی چنین اخباری می‌شنوید چه انگیزه‌ای دارید برای رفتن به نمایشگاه به جز یک نوستالژی قوی؟ اما امسال موفق شدم این حس نوستالژیک را کنترل کنم. اصلن دارندگی و برازندگی. کتابهایی را که می‌خواهم&nbsp;از شهر کتاب&nbsp;نشر کارنامه (که خدا حفظش کند و از شر بدخواهان به امانش نگاه دارد) بدون تخفیف و چک و چونه می‌خرم!</P>

روزنامه‌ها و مردم

می 10, 2006

<P dir=rtl align=justify><A href=”http://tavakoli.eprsoft.com/archives/007816.html”>دکتر توکلی</A> که از اساتید بنام روزنامه‌نگاری است <A href=”http://www.sharghnewspaper.com/850220/html/media.htm#s409368″>مطلبی </A>نوشته در مورد یک دغدغه‌ی قدیمی یعنی دلایل کمبود تیراژ روزنامه‌ها در کشور. گذشته از دلایل فرهنگی و سیاسی که دکتر توکلی به اختصار به آنها اشاره کرده می‌خواستم به یک نکته که مربوط به خود روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران می‌شود اشاره کنم. به نظر من در حال حاضر الگوی نوشتاری روزنامه‌ها یکنواخت شده و تنوعی در آن دیده نمی‌شود. امروزه هر روزنامه‌ای را که مطالعه می‌کنید از شرق گرفته تا کیهان، پر است از خبر و مقاله. من اصطلاحات روزنامه‌نگاری را نمی‌دانم اما شاید این همان باشد که دکتر توکلی می‌گوید خبر سخت. در این&nbsp;نوشتارهای سخت&nbsp;جای مردم خالی است. حداکثر ستونی هست که مردم باید با آن تماس بگیرند و نظرات خود را بگویند! در صورتی که این وظیفه‌ی روزنامه‌نگاران است که به میان مردم بروند و نظرات آنان را جویا شوند یعنی&nbsp;کاری که صدا و سیما&nbsp;به شکل افراطی و البته جانبدارانه و یکسویه انجام می‌دهد. به عبارتی گزارش از مردم و بیان انتقادات و گاه درددلهای مردم در موضوعات مختلف از وظایف روزنامه‌نگاران است. یادم می‌آید بچه که بودم و روزنامه‌های 2 تومانی کیهان و اطلاعات تنها روزنامه‌های چاپی بودند و برای خرید روزنامه باید صف می‌ایستادیم، صفحه‌ی 5 این دو روزنامه اختصاص داشت به گزارش از مردم و گزارشگر حرفهای مختلف کردم را با زبانی ساده می‌نوشت. آن سالها آن دو روزنامه البته کاستی‌های بسیار داشتند اما حتمن این صفحه‌شان اینقدر جذاب بوده که در ذهن من مانده. آن سالها گذشت و با ورود روزنامه‌ی همشهری سبک روزنامه‌نگاری هم متحول شد. در کنار تمام مزایای سبک جدید روزنامه‌ها اما آن یکی دو حسن روزنامه‌های قدیمی هم از بین رفت و توجه جامعه‌ی روزنامه‌نگاری به جنبه‌های دیگری معطوف شد. اکنون شاید لازم باشد دوستان نگاهی به آن روزنامه‌های قدیمی بیندازند، شاید نکات مهمتری در آنها نهفته باشد که گرد وغبار این سالها آنها را پوشانده است. </P>

مخابرات، ریاضی کلاسیک را رد می‌کند

می 7, 2006

<P dir=rtl align=justify>الان قبض موبایل جلومه. من 3703 تومن صحبت کردم، بعد 1260 تومن آبونمان می‌گیرند و 456 تومن مالیات و عوارضه و 1000 تومن خدمات ویژه! به عبارتی حدود 2800 تومن هزینه‌های جانبی!&nbsp;حالا من نمی‌دونم اون آبونمان چیه و وقتی بابت سیم‌کارت پول می‌گیرند دیگه چه لزومی به دریافت آبونمان هست؟ ماجرا وقتی جالبه که آقایون می‌گن تو ایران هزینه صحبت کردن با موبایل خیلی پایینه و برای همین ما برای واگذاری سیم‌کارت پول می‌گیریم. حالا از آبونمان که بگذریم ماجرای 1000 تومن خدمات ویژه خیلی جالبه. این 1000 تومن بابت خدمات ویژه کد 54 است که سرویس نمایشگره. اما اگر این سرویس رو نخواهید باید سرویس 55 رو بگیرید که عدم نمایشگره و باز باید 1000 تومن بدید. یعنی آخر این 1000 تومن رو باید بدین. کلن مخابرات خیلی با ریاضیات کلاسیک میونه‌ای نداره. قبلن می‌گفت 1=55&nbsp;و حالا هم که اشتراک یک مجموعه با نقیضش تهی نمیشه. ما خونده بودیم اشتراک A با ‘ A مجموعه تهی می‌شود ولی حالا اشتراک مجموعه‌ی سرویس نمایشگر با سرویس عدم نمایشگر تهی نیست و 1000 تومن است!</P>

چرا جهانبگلو؟

می 4, 2006

<P dir=rtl align=justify><A href=”http://sharghonline.ir/news/archives/002162.php”>بازداشت رامین جهانبگلو</A> از عجیبترین اخباری است که این روزها می‌شنویم. تا آنجا که من می‌دانم و به شهادت کتابهایش، جهانبگلو روشنفکری فعال در حوزه‌ی فلسفه است و در حوزه‌های اجتماعی یا سیاسی که معمولن حساسیت‌برانگیزند فعالیتی ندارد. چند سال پیش هم چنین موردی پیش آمد وقتی خبر بازداشت کامبیز کاهه را شنیدم. او نیز یک منتقد سینمایی بسیار خوب بود که بارداشتش بسیار عجیب به نظر می‌رسید. چنین اخباری ذوق آدم را برای نوشتن کور می‌کند.</P>