بایگانیِ ژوئن, 2006

قابل توجه آقای ضرغامی

ژوئن 25, 2006

<P dir=rtl align=justify>1) قابل توجه آنها که فکر می‌کنند با پخش مستقیم بازیهای جام جهانی چه منت بزرگی بر ما گذاشته‌اند: “<A href=”http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-740963″>در كشوري كه چهار سال قبل اغلب جوانان آن از ديدن حتي يك ديدار دوستانه فوتبال محروم بودند، اكنون شبكه‌هاي تلويزيوني آريانا، طلوع و تلويزيون ملي افغانستان به صورت مستقيم از آلمان، بازي‌ها را پخش مي‌كنند</A>”. <BR>2) نظر شما در مورد پیمان یوسفی چیه؟ به نظر من از نظر آواشناسی!&nbsp;صداش خیلی تودماغیه و اعصاب آدم رو خورد می‌کنه. راستی با اینهمه جوون علاقمند به فوتبال و مستعد، این رو از کجا آوردند؟ و اون جوونها که صبح تا شب تو کوچه و خیابون می‌بینیم کجان؟ <BR>3) از تیمهای حاضر در مرحله‌ی یک‌هشتم نهایی خواهش می‌کنم در 90 دقیقه کار رو تموم کنند. بابا کار و زندگی داریم! آقای پکرمن، چرا مسی عزیز&nbsp;رو دقیقه‌ی 80 میاری تو؟ میخوای مکزیک رو بازی بدی؟ فکر ما رو هم بکن. </P>

آنها و ما

ژوئن 24, 2006

<P align=center><IMG alt=”" hspace=0 src=”http://us.news3.yimg.com/us.i2.yimg.com/p/ap/20060623/capt.4a0472ae71ab4b29944ad9157db7dbf9.wcup_world_cup_soccer_south_korea_switzerland__xahn103.jpg?x=380&amp;y=320&amp;sig=a.wHdzZTo4JXtWRRU0vEHg–” align=baseline border=0></P>
<P dir=rtl align=justify>دیروز هنگام تماشای یکی از بازیهای جام جهانی چشمم به شعار بسیار جالبی افتاد که در استادیوم نصب شده بود. نوشته بود: “فرصتی برای دوستی”. به شعارهایی که از بچگی شنیده بودم فکر کردم. شعارهایی با مضمون “پهلوانی از قهرمانی مهمتر است” یا “ورزش، هدف نیست”. به یاد آوردم که در تلویزیون و کتابهای رسمی چقدر روی این مساله تاکید می‌کردند. اما حاصل همه‌ی این شعارها چه بود؟ چرا آنها موفق شدند و ما موفق نشدیم؟ ژاپن هم فقط یک امتیاز گرفت. اما چهره‌ی طرفدارانش زمین تا آسمان با طرفداران ایران فرق داشت. در غم و اندوهشان اثری از خشم و نفرت نیست. توهینی در میان نیست. اتحاد و مهر و دوستی در میانشان نمایان است. بغض فروخفته‌ای ندارند. هر چه هست، اندوهی طبیعی است که پس از هر شکست سراغشان می‌آید. در ضمن، مطمئنم که&nbsp;آنها در کنار این شکست، دستاوردهای بسیار داشته‌اند. معرفی فرهنگ خود به جهانیان، تفریح از ته دل و افزایش روحیه‌ی ملی، سود اقتصادی و … از آن جمله‌اند. اما ما چه به دست آوردیم؟ سود به کنار، ضرر هم کردیم. روحیه‌ی عمومی جامعه را نگاه کنید. خشم و نفرت آدمهای جامعه‌مان نسبت به هم و نسبت به دیگران بیشتر شده است. قیافه‌ و لحن صحبت کردن مجریان ورزشی را که این روزها باید شاد باشند و از فرصت جام جهانی برای شاد کردن مردم استفاده کنند ببینید. چنان با عصبانیت صحبت می‌کنند که گویی&nbsp;اولین شکست عمرشان را تجربه می‌کنند. می‌گویند ما نماینده‌ی افکار عمومی هستیم و راست هم می‌گویند. جو عمومی جامعه همینطور است. رئیس فدراسیون و رئیس تربیت بدنی سایه‌ی هم را با تیر می‌زنند. بازیکنان تیم ملی را نگاه کنید. هیچ اثری از همدلی و اتحاد در بینشان نیست. درست مثل مردم. کوچه و خیابان را نگاه کنید. رفتار نامهربانانه‌ی ما نسبت به همدیگر را ببینید. یاد یک جمله‌ی دیگر افتادم: همه‌ چیزمان به همه چیزمان می‌خورد.<BR>شعارها را که مقایسه می‌کنم می‌بینم شعارهای آنها ساده‌تر است. اما این هم دلیل نمی‌شود. این، دلیل تفاوت جامعه‌ی ما با آنها نیست. به نظر من، مهمترین دلیل این است که همه چیز در ایران به ظاهر ختم می‌شود. دوستیها ظاهری است، مهرورزی‌ها (قابل توجه مهرورزان!) سطحی است و به کلام بسنده می‌شود. ما یکدل نیستیم. کار گروهی نمی‌کنیم، برنامه نداریم و در دور باطل می‌چرخیم. مطلب خیلی جالبی از جواد طوسی (یک سینمایی دیگر!) در روزنامه‌ی شرق خواندم که حیفم آمد برایتان بازگو نکنم:<BR>”<FONT face=”Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif”>بله، همان اتفاق قابل پيش&nbsp;بينى رخ داد؛ شكستى غم&nbsp;انگيز و حذف در بازى دوم. مى&nbsp;شود باز با همان توهمات و خودفريبى&nbsp;ها از آسمان به ريسمان بافت و گناه اين شكست و حذف زودهنگام را به گردن اشخاص حقيقى و حقوقى انداخت. اما بياييم يك&nbsp;بار هم كه شده واقع&nbsp;بين باشيم و اين شكست تلخ را محملى در جهت روانشناسى فردى و اجتماعى معاصر اين جامعه قرار دهيم. آيا شما در اين دو بازى ايران، نشانى از همدلى، مشاركت، تعصب و عرق و غرور ملى ديديد؟ آيا بازيكنان ما در طول بازى حس و نگاهى آميخته با دوستى و عشق و تفاهم نسبت به يكديگر داشتند و به هم روحيه مى&nbsp;دادند؟ رفتار و تاكتيك&nbsp;هاى فردى و نبودن «خرد جمعى» حرف اول را مى&nbsp;زد. گاهى اوقات احساس مى&nbsp;كردى كه بعضى از بازيكنان ما مجبورى همديگر را در زمين بازى تحمل مى&nbsp;كنند. مشاهده عميق و كارشناسانه و عبرت&nbsp;آموز بازى «غنا و چك» كه همان روز انجام شد، شايد ما را كمى سرعقل آورد تا دريابيم برنامه&nbsp;ريزى، انگيزه، هدفمندى و هميارى يعنى چه. جدا از همه ضعف&nbsp;ها و اشكالات وارده به سياست&nbsp;هاى خرد و كلان و مديريت&nbsp;ها و تصميم&nbsp;گيرى&nbsp;هاى اشتباه و محافظه&nbsp;كارانه سرمربى تيم ملى ما و ذوق&nbsp;زدگى&nbsp;ها و خوش&nbsp;بينى&nbsp;هاى بى&nbsp;منطق حاكم بر اردوى تيم ملى و سطح جامعه، شخصاً معتقدم علت اصلى شكست&nbsp;مان را بايد در همان رفتارشناسى فردى و اجتماعى جست&nbsp;وجو كنيم. اين وضعيت بغرنج و نقطه كاملاً بحرانى، مختص به فوتبال و تيم ملى ما نيست و متاسفانه به كليت جامعه و طيف&nbsp;ها و حوزه&nbsp;هاى مختلف اجتماعى تسرى پيدا كرده و به صورت يك «اپيدمى» درآمده است. وقتى بافت كلى جامعه&nbsp;اى به دوپينگ كردن در عرصه&nbsp;هاى مختلف، ظاهرنمايى و گريز از واقعيت، خودمحورى و تكروى و چندشخصيتى بودن عادت كند، وقتى فرهنگ «ديالوگ» و تحمل&nbsp;پذيرى از متن جامعه رخت بربندد، وقتى رفتار خصمانه و كينه&nbsp;توزانه جاى دوستى و مروت و جوانمردى را بگيرد، وقتى غيرت ملى و خودباورى و وطن&nbsp;دوستى و هويتمندى جايش را به انفعال و بى&nbsp;انگيزگى و خودبيگانگى و جداافتادگى بدهد، اين شكست و بازندگى را به طور اجتناب&nbsp;ناپذير بايد در عرصه&nbsp;هاى ديگر نيز تجربه كنيم. زمانى بازيكنان ما در بازى&nbsp;هاى مهم جهانى بعد از شكست&nbsp;شان زانوى غم بغل مى&nbsp;گرفتند و در گوشه&nbsp;اى از زمين، شرمسارانه مى&nbsp;گريستند. اما بازيكنان با اعتمادبه&nbsp;نفس ما در دو بازى اخير، شكست را با نمايشى از سنگدلى برگزار كردند و نشان دادند كه ديگر آدم&nbsp;هاى سانتى&nbsp;مانتالى نيستند! اين شكست و حذف اندوهبار، مى&nbsp;تواند فرصت مناسبى باشد براى خودشناسى و بازنگرى جامعه معاصر. آيا حاضريم صادقانه و با فروتنى اين در خود نگريستن را تجربه كنيم؟ اگر به آن «خرد جمعى» ايمان آوريم، كنار گذاشتن تصنيف&nbsp;ها و سرودهاى ملى روى دستمان مانده، زياد سخت نيست. شنيدن و پخش سرودهاى واقعى را به زمانى موكول كنيم كه موجى گرم در خون تك&nbsp;تك ما جريان يابد، عاشقانه و غيرتمندانه بغضمان بتركد و براى «اينجايى» بودنمان، دليل و منطق داشته باشيم</FONT>.”<BR></P>

بگذارید لذت ببریم (let’s enjoy)

ژوئن 17, 2006

<P dir=rtl align=justify>جام جهانی فوتبال برای من همیشه یک اتفاق بوده که همیشه هم از تماشای آن لذت برده‌ام.&nbsp;چه ایران باشد و چه نباشد. البته حضور ایران در جام جهانی چیزی است که همه باید از آن خوشحال باشیم. چه ببازیم و چه ببریم. حالا امسال یک اتفاقی افتاده و ایران در بازی اول با یک نیمه‌ی فوق‌العاده خوب (همه خوب) و یک نیمه‌ی بد (همه بد و نه یک یا دو نفر) شکست خورد. حالا بعضی دارند کل جام جهانی را زهرمارمان می‌کنند.<BR>آقایان و خانمهای محترم که این sms های توهین‌آمیز و زشت را می‌فرستید! ای sms بازهای قهار! به نظر شما این واژه‌ها در مورد علی دایی و میرزاپور درست است؟ چیزهایی برایم sms شده که واقعن خجالت‌آور است! نمی‌خواهم در مورد علی دایی بنویسم که چه کارهایی تا الان کرده چون جواب را می‌دانم که خواهید گفت کرده که کرده! حالا باید با اردنگی پرتش کرد بیرون! فقط می‌گویم یک بار دیگر بازی را دور از خشم&nbsp;ببینید و به دوندگی دایی دقت کنید. حداقل این مورد بی‌تحرکی دایی به او نمی‌چسبد. جالب اینجاست کسانی در مورد علی دایی حرف می‌زنند که اصلن نمی‌دانند فوتبال چیست؟ آنها فقط مورد جدیدی برای سرگرمی گیر آورده‌اند و به سرگرمی خود ادامه می‌دهند. <BR>این یادداشت را پیشتر نوشته بودم ولی پابلیش نکرده بودم تا اینکه دیشب صحبتهای زیبای حمیدرضا صدر را شنیدم. چنین نگاه جامعی از یک منتقد سینمایی برمی‌آمد و دکتر صدر با گفته‌هایش همه‌ی ورزشیها را انگشت به دهان کرد. او از زیباییهای ذات فوتبال گفت. از این گفت که یک بازی را چقدر باید جدی گرفت و از تفاوتهای جوامع مدرن با جهان سومیها گفت. با یک مثال ساده، نشان داد که رابطه‌ی فوتبال و زندگی چیست؟ فوتبال در ایتالیا و کلمبیا را مثال آورد که در هر دو کشور به طور جدی پیگیری می‌شود. اما در سال 94 اسکوبار، بازیکن مشهور کلمبیا یک اشتباه کرد و تاوان اشتباهش زندگیش بود. در بازگشت به خانه، افراطیهای کلمبیا که می‌خواستند انبوه مشکلات کلمبیا را زیر سایه‌ی فوتبال فراموش کنند و کوهی از آرزوهای خود را روی دوش این بازیکنان قرار داده بودند پس از شکست کلمبیا در جام جهانی اسکوبار را هدف گلوله قرار دادند و کشتند. اما در تیم ایتالیا، روبرتو باجیو یک&nbsp;ضربه‌ی پنالتی بسیار حیاتی را به&nbsp;بیرون زد و ایتالیا از برزیل شکست خورد. البته ایتالیاییها بسیار ناراحت شدند اما باجیو را نابود نکردند. ایتالیا به حرکت خود ادامه داد و همیشه جزء مدعیان باقی ماند اما فوتبال کلمبیا پس از آن سال به یکباره نزول کرد و خیلی وقت است خبری از کلمبیا نیست. این رفتارهای افراطی و پوپولیستی خاصیت جوامع جهان سومی است. مردم روی موجی که معلوم نیست از کجا برمی‌خیزد سوار می‌شوند و پس از مدتی این موج فرو می‌نشیند. برای من جای تعجب است که چگونه گاهی برخی&nbsp;نخبگان&nbsp;هم دنبال عوام راه می‌افتند و با آنان همنوا می‌شوند؟ دکتر صدر هم که احتمالن این موج sms ای را دیده بود در توصیف این رفتار ایرانیان از واژه‌ی عکس‌العمل حیرت‌انگیز استفاده کرد اما فکرش را که بکنیم از این رفتارهای افراطی&nbsp;در تاریخ ایران زیاد بوده و من که دیگر حیرت نمی‌کنم. امروز هم احتمال بسیار کمی هست که ایران جلوی پرتقال کاری از پیش ببرد و بیچاره آنکسی که اشتباه خواهد کرد! ما البته با جامعه‌ی نسبتن مدرن ایتالیا فاصله‌ی زیادی داریم ولی ای‌کاش کلمبیا نشویم.</P>

تلویزیون یا خونه‌ی خاله

ژوئن 14, 2006

<P dir=rtl align=justify>چه کار کنیم از دست این صدا و&nbsp;سیمای دولتی و انحصاری! همزمان با جام جهانی فوتبال افتضاحات صدا و سیما به اوج رسیده است. اگر برنامه‌های شبکه سوم را دیده باشید می‌بینید که صدا و سیما از هر وسیله‌ای استفاده می‌کند تا درآمد خود را افزایش دهد. در حالی که سالهاست صدا و سیما برای روزنامه‌ی جام جم و آموزشگاه سنجش 3 (که به طور منطقی شرکتهای مستقل و غیر دولتی هستند) مفت و مجانی تبلیغ می‌کند و شرکتها و روزنامه‌هایی را که رقیبش هستند با استفاده از رسانه‌ی ملی له می‌کند، این بار به سراغ بازار دیگری رفته‌اند و CD های چندرسانه‌ای می‌فروشند. به بهانه‌ی قرعه‌کشی و جوایز ارزنده، تبلیغ می‌کنند و&nbsp;CD های خود را می‌فروشند. بیچاره جاودانی و مزدک میرزایی که مجبورند به جای آنکه کار خود را انجام دهند به شیوه‌ی کاملن سنتی به تبلیغات بپردازند. یاد این مغازه‌هایی می‌افتم که با بلندگوی دستی مشتری جلب می‌کنند! واقعن قیافه‌ی جاودانی در چند شب اول دیدنی بود. حالا البته فهمیده‌اند و یک نفر از شرکت سروش‌رسانه به کمک مجری‌ها آمده است. <BR>افتضاح دیگر دیشب، نمایش صحنه‌هایی از عیادت شبکه سومیها با جواد خیابانی بود. 5 دقیقه وقت مردم و رسانه‌ی مثلن ملی را گرفتند و صحنه‌های دراماتیک در آغوش هم رفتن خیابانی و مزدک و … را نشان دادند. بعد هم جاودانی گفت جواد خیابانی به جرات از بهترین گزارشگران تاریخ تلویزیون ایران بوده! و خیابانی هم گریه می‌کرد و با بغض به ملت سلام می‌کرد. صحنه‌ها مثل فیلمهای هندی بود با این تفاوت که بازیگران همه سیبیل‌کلفت و موضوع هم هیچ‌طوری عاشقانه نبود! به حال خود باید افسوس بخوریم که مسئولان صدا و سیما کوچکترین ارزشی برای تماشاگر قائل نیستند و انگار نه انگار که بودجه‌ی صدا و سیما از جیب ملت می‌رود و تلویزیون، خانه‌ی خاله‌جان خیابانی و دیگران نیست.</P>

چرا ایران باخت؟

ژوئن 12, 2006

<P dir=rtl align=justify>چون وقت ندارم خیلی خلاصه بگم که ایران باخت چون نیمه‌ی دوم خیلی بد بازی کرد. اصلن مشخص نبود چیکار می‌کنه و تیمی که اینجوری بازی کنه حتمن گل می‌خوره. من اصلن اعتقاد ندارم که الان میرزاپور رو دار بزنیم و نمی‌دونم چرا همه از جمله برانکو (البته در جهت عکس مردم یعنی از نظر او آش کشک خاله است)&nbsp;گیر دادند به میرزاپور. بابا خیلی راحت این یارو رو بذار بیرون خیال همه راحت شه. ولی من مطمئنم اگر طالب‌لو هم تو دروازه بود ایران می‌باخت. تازه هیچ‌کس اشتباه مسلم حسین کعبی رو نمی‌بینه. حالا برای کعبی چه فکری کنیم؟ به جای اون کی رو بذاریم؟ فوتبال ایران همینه و به نظر من سطح بقیه هم خیلی بالاتر از بازیکنان فعلی نیست. بهتره به جای گیر دادن به بازیکنها و مربیان به مسؤولین ورزش گیر بدیم که مطمئنم از اونها بهتر خیلی تو این مملکت هست. مسئولینی که نتونستند جوری برای 4 تا بازی تدارکاتی خوب برنامه‌ریزی کنند که ترکیب اصلی تیم مشخص بشه و تا روز آخر، تیم اصلی هیچ‌وقت به میدون نرفت. باز هم باید به آندو تیموریان آفرین گفت که به این زیبایی و بدون تجربه بازی کرد ولی او یک استثنا بود. همه که آندو نمیشن.</P>

ایران در جام جهانی

ژوئن 11, 2006

<P dir=rtl align=justify>دیگه تب فوتبال همه جا رو گرفته و همه منتظر اولین بازی ایرانند. امروز دو تا مطلب جالب از رادیو شنیدم. یکی اینکه برانکو گفته به جای ستار زارع میتونه از هادی شکوری استفاده کنه. این حرفش یه خورده خنده‌دار بود. من از بازیخوانی و نقشه‌ریزی برانکو خیلی خوشم میاد ولی همیشه این انتقاد رو بهش داشتم که بازیکنها رو به موقع امتحان نمی‌کنه. حالا شما فکر می‌کنید الان وقت استفاده از بازیکن جوان و کم‌تجربه‌ای مثل شکوریه؟ البته فکر نمی‌کنم برانکو جرات چنین کاری رو داشته باشه و همون نصرتی رو اونجا قرار میده. مطلب دیگه‌ای که شنیدم این بود که یک متخصص قلب خیلی جدی به هواداران ایران توصیه کرد که احساسات خودشون رو کنترل کنند چون به هرحال درسته که ایران تیم خوبیه ولی هر اتفاقی ممکنه بیفته و مکزیک گل بزنه! بنابراین توصیه کرد که آمادگی هر چیز رو داشته باشند! بابا مگه ایران برزیله! </P>