<P dir=rtl align=justify>من گدای انرژی مثبت نیستم اما این چندروزه دریغ از یک انرژی مثبت از آدمها. من معمولن تحملم زیاده ولی به خاطر مشکلات کاری که سه ماهه چنبره زده روی سرم کمی صبرم رو از دست دادم. بگذریم، آدم گاهی یک کاری میکنه که به طور طبیعی یکسری اشکال داره یک سری خوبی. چه بهتر که وقتی میخوایم در مورد چیزی نظر بدیم نقاط مثبت رو هم ببینیم. </P>
Archive for آگوست, 2006
انرژی مثبت
آگوست 30, 2006هفتهی دولت
آگوست 28, 2006<P dir=rtl align=justify>برخی همزمانیهای تاریخی بسیار جالب است. اینبار در هفتهی دولت و در ادامهی اقدامات مهرورزانهی دولت و مخابرات، تعداد بیشتری از سایتهای ضداخلاقی! و سیاسی! فیلتر شدند. از جمله این سایتها میتوان به فیدر <A href=”http://www.doxdo.com”>دودردو</A> و فروم سایت علمی-تخصصی <A href=”http://forum.persiantools.com/”>پرشینتولز</A> اشاره کرد. ایکاش مسؤولان کمی منطقی فکر میکردند و پاسخ میدادند که مثلن در پرشینتولز چه یافتهاند؟ و آیا یافتهشان اینقدر بزرگ بوده که کل این سایت علمی را فیلتر کنند؟ همیشه در دل خود به جوانانی که به این فروم میرسند آفرین گفتهام. آنها بدون هیچ چشمداشت مادی اطلاعات علمی بین خود رد و بدل میکنند. آقایان و خانومهای مسؤول! یکبار دیگر چشمان خود را باز کنید. دودردو هم که یک Feeder است و شاید آقایان نمیدانند Feeder به چه معنی است! </P>
یادی از کودکی
آگوست 23, 2006<P dir=rtl align=justify>یکی از دلپذیرترین تفریحاتم در دوران کودکی خواندن کتابهای به جامانده از کودکی برادر و خواهرهای بزرگترم بود. (معمولن در تابستان، چون در روزهای مدرسه این کتابها جمعآوری میشد!). کتابها همه چاپ دوران پهلوی بود ولی عجب کتابهای کودکانهی باحالی بود. هیچوقت مزهی خواندن آنها از یادم نمیرود. کتابهای رمانتیکی با جلد شمعی که افسانههای زیبای ایرانی را روایت میکردند. حالا که فکر میکنم داستانها الگوی مشخصی داشتند ولی به شیوههای گوناگون روایت میشدند و البته هرکدام شیرینی خاص خود را داشتند. نمیدانم کسی هست که از آن کتابها داشته باشد یا نه؟ اگر هست خوش به حالش. کتابهای دوستداشتنی من که توسط صاحبان اصلیش (برادر و خواهرهای بزرگتر) به خانهی خودشان منتقل شد و بعد خبری از آنها ندارم ولی فکر نمیکنم سالم مانده باشند.</P>
طنز تاریخ
آگوست 20, 2006<P dir=rtl align=justify>”طنز تاریخ” ترکیب کلیشهشدهای است ولی بر <A href=”http://www.baztab.com/news/46035.php”>رویداد عجیب دیروز</A> نمیتوان نام دیگری نهاد. شعبان جعفری که از سردمداران ظاهر قضیهی 28 مرداد (یکی از نقاط تاریک تاریخ ایران و شورش کلاهمخملیها در سال 32) بود در سالروز آن واقعه یعنی 28 مرداد 1385 مرد. </P>
آنچه شما خواستهاید
آگوست 19, 2006<P dir=rtl align=justify>آنها که به مسائل اجتماعی علاقمندند گهگاهی حتی از لابلای وقایعی که ظاهرن با پدیدههای اجتماعی ربطی ندارند به نکاتی میرسند که جالب توجه است. و اما غرض از بیان این تکمضراب: دیشب آقای پرویز مظلومی (مربی تیم ملی فوتبال ایران) که از استقبال کم شور مردم از تیم ملی فوتبال ایران (که به مساوی یک بر یک با تیم ضعیف سوریه منجر شد) شگفتزده شده بود به مجری تلویزیون گفت: “من تعجب میکنم که چرا مردم از این بازی استقبال نکردند در حالی که این تیم ملی را خودشان خواستند. خود مردم خواستار این تغییرات بودند و حالا هم باید از این تیم حمایت کنند.” آقای مظلومی البته نمیداند که سرانجام دنبالهروی از عوام، همین است. این است که ما با پوپولیسم مخالفیم و میگوییم اگر میخواهید کار به انجام برسد باید سیستم علمی و سازماندهی شده ایجاد کنید. نمونهی شکست ایدهی دنبالهروی از عوام در فوتبال رخ داد و در موارد دیگر هم رخ خواهد داد مگر آنکه زودتر به فکر بیفتند. مردم روزی طرفدار برانکو هستند و روزی مخالف سرسخت او (بدون توجه به اینکه مگر ما سازماندهی خوبی در فوتبال داشتیم؟ مگر روانشناس در تیم داشتیم؟ مگر بدنساز داشتیم؟ مگر …). روزی علی دایی را به عرش میبرند و روزی دیگر برای خوشایند دخترخاله فحشهای آبدار نثارش میکنند (باز هم کسی بازی او را آنالیز نکرد، کسی نگفت او در زمین به اندازهی دوبرابر بعضی دیگر میدوید و نفهمیدند که مگر کل تیم خوب بازی کرد که او خوب بازی نکرد. بعد هم که ایرانیها استاد تئوری توطئهاند و ماجرای مافیای دایی را علم کردند که داستانش طولانی است). خلاصه آنکه با عرض پوزش (از چه کسی؟)، خاصیت حرف عوام این است که پشتش استدلال قوی نیست. فکر اصولی نکردهاند و به اصطلاح حرفشان باد هواست و بدا به حال مسؤولانی که فقط به خاطر سوارشدن بر موج عوام از آنان دنبالهروی کنند.<BR>سخن را کوتاه کنم. ایکاش آقای مظلومی تاریخ میخواند و میشنید که در تاریخ این مرز و بوم بارها سیاستمداران نتیجهی اتکای بیش از حد به عوام را دیدهاند. چه بزنگاههای تاریخی که متاسفانه مردم از نظر خود برگشتند یا خوشبینانه ولی باز متاسفانه حال دفاع از نظر خود را نداشتند. نمونهی واضحش همین 28 مرداد (که در مورد آن گفتهاند و شنیدهایم) که تقارنش با گفتههای آقای مظلومی برایم جالب بود. </P>
روزنامهی شرق در آستانهی تعطیلی
آگوست 12, 2006<P dir=rtl align=justify>به استناد <A href=”http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-768828″>خبر ایسنا</A>، روزنامهی شرق در آستانهی توقیف قرار گرفته است. ماجرا هم خیلی ساده بیان شده، یعنی گفتهاند یا رویهی روزنامه را عوض کنید که در آنصورت تعداد زیادی از علاقمندانش را از دست خواهد داد یا توقیفش میکنند. مبارک است.</P>
بدشانسی
آگوست 9, 2006<P dir=rtl align=justify>گاهی با خودم فکر میکنم چقدر بدشانسم که تا الان اقداماتم در مورد رفتن از ایران به نتیجه نرسیده ولی یک ماجراهایی میشنوم که از فکرم پشیمان میشوم. در <A href=”http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/08/060807_mv-suta-deport.shtml”>تازهترین ماجرا</A>، برخی از شریفیها که برای شرکت در همایش فارغالتحصیلان به امریکا رفته بودند در فرودگاه دیپورت شدند! فکر کنید، بیچارهها چقدر زحمت کشیدند ویزا گرفتند بعد در فرودگاه با این وضعیت روبرو شدند! من میگویم همهی این مشکلات را تندروها ایجاد کردند. چه کنیم از دستشان؟</P>
مشروطه
آگوست 6, 2006<P dir=rtl align=justify>سخنان حداد عادل در مورد مشروطه (از شبکهی اول سیما به طور کامل پخش شد) را که میشنیدم به این فکر میکردم که چه اختلاف عمیق فکری و نظری بین برخی سیاسیون ایران وجود دارد و از آنجا به این نتیجه رسیدم که چرا دوست دارم خاتمی رئیس جمهورم باشد گرچه هیچ توفیق عملی در پیشبرد برنامههایش نداشته باشد (با نگاه بدبینانه). بگذریم از اینکه حداد عادل مقالهی علمی و تحقیقی ارائه نداد و فقط به بازخوانی تاریخ با روایت و دیدگاه خودش پرداخت اما نظرات خودش در همین بازخوانی شخصی هم قابل شناسایی بود. نخست، او مشروطه را یک انقلاب شکستخورده خواند و بعد با سادهسازی موضوع، مقصر اصلی این شکست را متجددین و به قول خود منورالفکرها دانست. او سمبل رجال مذهبی را شیخ فضلالله نوری و سمبل متجددین را تقیزاده معرفی کرد و به طور کامل و بدون هیچ اما و اگری اشکال را به گردن تقیزادهها انداخت و رجال مذهبی را از هرگونه ایرادی مبرا دانست. <BR>در مقابل، <A href=”http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=402&p=1″>صحبتهای خاتمی</A> را ببینید که چه موشکافانه تعادلی میان تجدد و مذهب را طلب میکند: “تحول جديد اگرچه از دنياي مدرن و جديد متاثر است اما يكسره تسليم آن نيست. <STRONG>جامعه ما نيازمند نوعي تجدد است</STRONG> هم در فكر و هم در عمل. اما اين تجدد نسخهبرداري شده از آنچه در جايي ديگر بوده است، نيست. تجدد بايد مبتني بر تاريخ، سنت و گذشته باشد اما جدا كردن فرمها، شكلها و محتواها در نوسازي سنت نيز نيازمند تحقق زايمان كمهزينه با توجه به مناسبات و وضعيت تاريخي كشور و ملت است.”</P>
یک عکس دیدنی؛ و افسوسی که باقیست
آگوست 5, 2006<P align=center><IMG alt=”" hspace=0 src=”http://64.40.99.49/Multimedia/pics/1385/5/photo/1279.jpg” align=baseline border=0></P>
باز هم صدا و سیما
آگوست 5, 2006<P dir=rtl align=justify>من که از نوشتن دربارهی صدا و سیما خسته شدم و البته تعجب میکنم که چطور نخبگان جامعه به این موضوع بیتوجهند. چرا متوجه نیستند که صدا و سیما به راحتی هر کاری بخواهد میکند؟ اگر بخواهد فضای جامعه را شاد کند با برره مردم را میخنداند یا حسینی را هر شب به خانهها میبرد تا مردم کمی مشکلاتشان را فراموش کنند. اما امسال صدا و سیما تصمیم گرفته هیچ لبخندی بر صورتهای مردم ایران نباشد. دلیلش را نمیدانم اما این تصمیم به وضوح مشخص است. واضحترین نشانهی این تصمیم پخش سریال پر اشک و آه نرگس (وارد اشکالات فراوان این سریال هندی نمیشوم) در زمان استراحت مردم است. البته از جنگهای شاد با مجریگری حسینی یا مجریهای خوشاخلاق دیگر (که تعدادشان از 2-3 نفر بیشتر نیست) هم خبری نیست و جایشان را فرزاد حسنی چاپلوس و ازخود راضی با آن برنامهی مزخرف کولهپشتی گرفته است. عجیب اینجاست که این رویکرد در ماههایی که به قول خودشان ماههای شادی است در پیش گرفته شده است. به همین دلیل، صدای خود مؤمنین هم درآمده است. <A href=”http://www.hojre.net/post-96.aspx”>اینجا</A> را ببینید. راستی پریروز مجری برنامهی خردسالان رنگین کمان را دیدم که بعد از کلی سخنرانی دربارهی لبنان و مقایسهی آن با عاشورا از خردسالان عزیز درخواست میکرد در شام غریبان بچههای غانا شرکت کنند و بعد هم آدرس را خیلی دقیق و شمرده برای بچهها خواند. </P>