<P dir=rtl align=justify>ديروز چهرههای تکيده و رنجکشيده بسياری ديدم با نسخهای از روزنامه ايران که عنوانش اعلام برنامهی توزيع سهام عدالت بود. سهام عدالت! چه واژه دلفريبی! هرگاه که چهرهی آن پيرمردان و پيرزنان به يادم میآيد با خود میگويم مباد که اميدشان نااميد شود </P>
Archive for اکتبر, 2006
خوشبختی و قناعت
اکتبر 11, 2006<P dir=rtl align=justify><FONT face=”Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif”>گزارشگر تلویزیون در مدینه مشغول تهیه مصاحبه بود و از مردم سؤال میکرد از خدا چه میخواهند؟ از یک خانمی همین سؤال را کرد و آن خانم با احساس خاصی جواب داد من هیچ چیز از خدا نمیخواهم فقط خوشبختی خود و خانوادهام. داشتم فکر میکردم چقدر انسانها قانعند!</FONT></P>
رضا زاده
اکتبر 8, 2006<P dir=rtl align=justify>شما از ديدن فيگورهای حسين رضازاده چه حسی داريد؟ بعضيها مثل <A href=”http://www.chn.ir/news/?section=1&id=20458″>رييس سازمان ميراث فرهنگی</A> البته نگاه ويژه ای به او دارند و معتقدند او جذب مخاطب ميکند. اما من حس خوبی نسبت به نمايشهای او ندارم. راستش به نظرم او ناخواسته تبديل به ابزاری شده که به منظورهای گوناگون از آن استفاده ميکنند. البته مرام و مذهب او قابل احترام است اما به نظرم مسائل دينی و مذهبی چيزی نيست که بتوان با روشهای ديگران آن را تبليغ کرد. ديشب که آن برچسب بزرگ “يا ابوالفضل” را بر سينه اش ميديدم به ياد اينهمه برچسب مذهبی افتادم که اين روزها پشت اتوموبيلهای در حال تردد خيابانهای تهران چسبيده اند. راستی فايده اين برچسبها چيست؟ شنيدم که در قم مردم به زيارت ماکتی از حرم امام حسين ميروند و آنجا دخيل ميبندند. ديدم که بازتاب از اين ماجرا خيلی شاکی شده. اما آيا جهتگيريهای کلی به رواج خرافات کمک نميکند؟ نميدانم؛ شايد بهتر باشد همه از جمله آقای رضازاده بيشتر بينديشيم. </P>