اول یک جمله کلیشهای: فرارسیدن سال جدید بر همگی مبارک. حالا گفتم کلیشهای ولی اگر اینطور فکر کنیم نوروز هر سال کلیشهای است. خیلیها هم از آداب و رسوم نوروز به خاطر همین تکرارها خشنود نیستند. اما نوروز است و همین مراسمش؛ مراسمی مثل دید و بازدید. آنهم در این گیرودار گرفتاریهای روزمره که در سال یکبار هم فرصت نمیکنی آشنایان را ببینی. خیلی پیش آمده که اتفاقات خندهداری هم میافتد. مثلا در روز چند بار با یکی روبرو میشوی چون همه از این خانه به آن خانه میروند. اما خوبیش این است که این مراسم فقط خاص ایرانیهاست و در دنیا یگانه است. همین است که آنها که میروند از این مرزوبوم دلشان تنگ میشود برای نوروز وگرنه جشنهای به مراتب باشکوهتر سراسر دنیا بسیار است.
Archive for مارس, 2008
شادباش سال جدید و آداب ایرانی
مارس 30, 2008مردم و انتخابات
مارس 15, 2008تلویزیون ایران که در روزهای انتخابات شاهکار است و صحنه های بینظیری نشان میدهد. معلوم نیست خبرنگاران این گروه از ملت را از کجا گیر میآورند. فقط گوشههایی از یک مصاحبه را برایتان نقل میکنم. خبرنگار از یکی از همین مردم پرسید: نظرتان در مورد این حضور با شکوه چیست؟ مصاحبه شونده گفت: “والا باید نظر مردم را پرسید” بعد که طرف یادش آمد خودش هم یکی از همین مردم است یک جواب پرت و پلایی داد. قصد توهین ندارم اما تلویزیون تلاشی جهت بالا بردن سطح فرهنگی مردم نمیکند و برعکس با دامن زدن به چنین صحنههایی گرایش به تفکر را کمتر میکند. چه انتظاراتی دارم من!
ریشههای فرش ایرانی
مارس 11, 2008نمیدانم مجموعهی فرش ایرانی را دیدهاید یا نه؟ این مجموعه به خاطر موضوع و البته کارگردانهای خوبی که در آن کار کردهاند به طور کلی بسیار جذاب شده. چیزی که در چند قسمت از این مجموعه خیلی به چشمم آمد، ریشههای فرش بود. تازه فهمیدم یا اگر هم قبلن دیده بودم یادم آمد که ریشههای فرش در واقع هنگام جداکردن فرش از دار قالی و با بریدن تارهای قالی شکل میگیرند. آن چیز که برایم جالب بود این است که آن ریشهها هم به خاطر آنکه روزها شاهد لحظههای زیبای قالیباف بوده چقدر ارزش دارد. حتی میتوان به این فکر کرد که آن چیزی که بافنده با آن ضربه میزند (و نامش را نمیدانم) چند بار از روی این ریشهها رد شده است. همانطور که گفتم در چند قسمت از این مجموعه این موضوع بسیار زیبا به تصویر کشیده شده و این تصاویر، ارزش ریشههای فرش را برایم بسیار بیشتر کرده است.
اینرسی وبلاگی
مارس 4, 2008این بار دیگر وقفه در نوشتن، طولانی تر از آن است که بتوان با دلایل عادی توجیهش کرد. بگذریم از اینکه سرور میزبان وبلاگم به هوا رفت و خوشبختانه چون پشتیبان از موویبل تایپ داشتم توانستم وبلاگم را در وردپرس راه بیندازم. اما یاد مفهوم اینرسی افتادم که در فیزیک میخواندیم. بنا بر تعریف، “اینرسی، لختی، یا ماند، تمایل جسم است به حفظ وضعیت فعلی. یعنی جسم ساکن تمایل به حفظ سکون دارد و جسم متحرک تمایل به ادامه حرکت بر خط مستقیم با سرعت ثابت.” حالا بعدش جالبتر است: “برای غلبه بر اینرسی نیرو لازم است. در واقع، اینرسی در مقابل تغییر موقعیت حرکتی نوعی مقاومت ایجاد می کند.” جدی انگار یک اینرسی وبلاگی هربار مانع ایجاد میکرد برای ادامه نوشتن در وبلاگم. اما اکنون حس میکنم آن نیرو را دارم که بر اینرسی غلبه کنم. حالا که این را گفتم فکر میکنم اگرچه میگویند فیزیک مدرن با ماوراءالطبیعه ارتباط دارد اما فیزیک کلاسیک هم از مفاهیم متافیزیکی بی بهره نیست. از جمله همین اینرسی است که از مفاهیم فیزیک کلاسیک است. آخ! بازهم کمی بی ربط گفتم. اما چه اشکالی دارد؟ اگر یادم نرفته باشد این از ویژگیهای وبلاگ است.