خیلی خوب بود اگر یک مجموعهای داشتیم از عادتهای ناپسند خودمان؛ بیشتر مرادم عادات غلط ایرانیان است. آنچه شاید در ناخودآگاه جمعیمان باقی مانده و حتی ممکن است کوچک به نظر برسد اما انباشتشان فرهنگ غلطی ساخته که آثارش را همهمان در خانه، محل کار، کوچه و خیابان و … میبینیم و تا کنون گریز از آن ممکن نبوده است.
خیلی بهتر است اگر با دید باز این عادات را ببینیم؛ یک به یک بررسی کنیم و اگر وجدان جمعیمان حکم به نادرست بودنشان داد بکوشیم فراموششان کنیم. سعی میکنم هر از گاهی آن چیزهایی را که به نظرم از این دستهاند در اینجا بنویسم.
یکی از روزهای سال نو، رفتیم به دیدن فیلم به همین سادگی. از اتفاق، صندلیمان نزدیک گروهی از جوانها (بیشتر پسر) بود که دسته جمعی به تفریح آمده بودند. ظاهرشان هم از آن جوانهای لاابالی نبود و بعد از صحبتهایشان فهمیدیم که دانشجو هستند. در تک و توک ارتباطی هم که داشتیم خیلی مودب و متین بودند. اما فیلم که با آن تیتراژ خیلی خاص شروع شد مزهپرانیهای دوستان هم آغاز شد. هر یک برای آنکه از دیگری عقب نیفتد چیزی گفت. به کل فراموش کرده بودند که به دیدن فیلم آمدهاند. هیچ نمیدیدند ظرافتی را که در طراحی تیتراژ به کار رفته. نمیفهمیدند آنکه با مداد و با آن دستخط بدوی مشخصات فیلم را مینویسد چه زحمتی کشیده و برای طراحی آن فونت چه زمانی صرف شده است. به هرحال، تیتراژ با تکمضرابهای این دوستان به پایان رسید و نمیدانم که دیدند تیتراژ ساختهی عباس کیارستمی بوده یا نه؟ و نمیدانم اگر میدیدند کیارستمی را میشناختند یا نه؟ و باز نمیدانم اگر میشناختند شرمنده میشدند یا نه؟ بیش از این نمیخواهم زیادهگویی کنم و حتمن حدس میزنید که فیلم که آغاز شد نیز این مزهپرانیها ادامه داشت و اگرچه جای شکرش باقی بود که این مزهپرانیها خیلی از جنس لاتبازیهای متداول (که در سینماها و بین گروههای جوان زیاد دیده میشود) نبود اما گاه بسیار آزاردهنده بود. در این تجربه، به نظر من (با تاکید!) چند عادت ناپسند وجود داشت:
- نخست آنکه این جوانها بدون مطالعه و بررسی، فیلم را انتخاب کرده بودند. “به همین سادگی” فیلمی است که برای تفریح و سرگرمی ساخته نشده است. (بر من خرده نگیرید که پس فیلم برای چه ساخته میشود که آن بحث دیگری است) کلیتر اگر نگاه کنیم میتوان گفت ما عادت به برنامهریزی نداریم؛ در حالی که مردم بسیاری کشورها حتی برای تفریح و سرگرمی نیز برنامهریزی میکنند.
- دیگر اینکه، دانش و تواناییهای دیگران را خیلی راحت و بدون اطلاعات کافی لگدمال میکنیم. در حالی که برخی از این گروه، میدانستند که این فیلم از سوی بسیاری تحسین شده اما آنان را که به فیلم جایزه دادهان به سخره گرفتند تا دمی خوش باشند.
- دیگر، عادت ناپسند همرنگ جماعت شدن و نداشتن جسارت است. در واقع، معلوم بود که از آن جمع، برخی هم از فیلم خوششان آمده اما جسارت تعریف و مخالفت با جمع را نداشتند.
- و آخرین نکتهای که به نظرم رسید احترام نگذاشتن به حقوق دیگران و ایجاد مزاحمت برای افراد دیگری است که مشغول تماشای فیلم هستند. آنها حتی یک لحظه با خود نیاندیشیدند که ممکن است کسی هم از فیلم خوشش آمده باشد و آنها با این رفتار به حقوق او تجاوز میکنند.
کمابیش همهی ما از این دست تجربهها داشتهایم و متاسفانه به دلیل عدم توجه مراکز فرهنگی، آموزشی به نقد چنین رفتارهایی روزبروز به تعداد آن افزوده میشود. امید که با ارادهای جمعی کمی هم به این مسائل به ظاهر کوچک بیندیشیم.
آوریل 24, 2008 در t 1:18 ب.ظ |
[...] اگر فرصت داشتید نگاه کنید: عادتهای ناپسند-1 [...]