دیگر اکثر مردم (در واقع به جز عدهی کمی که هرروز پولدارتر میشوند) فشار وحشتناک اقتصادی را حس کردهاند و به نظر هم میرسد با این روشهای دولت، خیلی بیان آنها فایدهای ندارد چه از زبان کارشناسان و چه از زبان مردم. اما میخواستم به عنوان کسی که از قضای روزگار در این موقعیت دشوار مسؤولیت مدیریت یک واحد از بخش خصوصی را به عهده گرفته درددلم را بگویم که واقعن در حال حاضر چرخاندن بخش خصوصی به ویژه در قسمت تولیدی و خدماتی چیزی شبیه به معجزه است. هزینههای عمومی و خاص به شدت افزایش یافته و فشار تورم تمام توان و انرژی نیروی انسانی را گرفته است. روزی نیست که مشکلات اقتصادی پرسنل را نشنوم. صاحبخانهی یکی اجاره را بیش از 3 برابر کرده، آن دیگری گرفتار هزینههای درمانی است؛ یکی دیگر دچار یاس فلسفی شده و قس علیهذا. سیاستهای بیثبات دولت نیز بر مشکلات اقتصادی میافزاید و هیچ چشمانداز امیدوارکنندهای نیست. خدا شاهد است که بیش از آنکه دلم برای خودم بسوزد به فکر کارمندان هستم وگرنه اینهمه فشار را نمیتوانستم تحمل کنم. با همهی اینها امیدمان به آینده است که بدون امید چه میتوان کرد!