دیروز شبکهی چهار، فیلم مایکل کلایتون را برای دومین بار نشان داد. بار اول ندیده بودم. همان اوائل فیلم یک اشتباه وحشتناک در ترجمهی فیلم رخ داد. اشتباه به این ترتیب بود که تکست آمد روی تصویر که: Four days earlier و این جمله دوبله شد به: چهار روز بعد. ممکن است در نگاه اول خیلی مهم نباشد اما با توجه به شیوهی تدوین فیلم، اگر کسی متوجه معنای تکست (چهار روز قبل) نمیشد یک مدتی گیج میزد.
خلاصه که در چند سال اخیر مدیران تلویزیون بدجوری کمیت را فدای کیفیت کردهاند.
Archive for می, 2008
اشتباهات کوچک که گاه گند میزنند به یک موضوع
می 31, 2008زندگی (چه عنوان پرطمطراقی!)
می 17, 2008چند شب پیش با تمام وجود درک کردم که”زندگی شستن یک بشقاب است” یعنی چه؟ بعضیها آنقدر زندگی را سخت میگیرند و دنبال چیزهای پیچیده برای سرخوشی میگردند که این “دم” را از دست میدهند. عجیب است. حالا که مینویسم یادم افتاد که صبح تلویزیون داشت از خیام میگفت و گویا امروز بزرگداشت خیام است. میدانید که او به غنیمت دانستن دم بسیار مشهور است. یکی از رباعیاتش را مینویسم:
از منزل کفر تا به دین یک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوش میدار
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
به کجا میرویم؟
می 1, 2008برخی معتقدند نسلهای جدید باهوشترند و بهتر میفهمند. این را البته از همین گفتگوهای معمول خانوادهها وقتی که در مورد بچههای کوچک صحبت میکنند برداشت کردهام. دیالوگهایی مثل : “بچههای این دوره و زمونه رو ببین و …”. راستش در مورد ضریب هوشی نسل جدید و میزان درک آنها نمیتوانم اظهارنظر دقیقی کنم اما در یک چیز مطمئنم و آن اینکه سطح سواد عمومی و دانش نسل جوان کنونی هیچ تناسبی با مدرک و میزان تحصیلاتشان ندارد. این البته احتمالن معلول نظام آموزشی بسیار ناکارآمد ایران است. موارد بسیاری من را به این نتیجه رسانده است اما فقط یکی از آنها را نقل میکنم:
چند روز پیش به یکی که لیسانس زبان انگلیسی دارد و برای دورهی آزمایشی مشغول فعالیت بود گفتم X درصد به این عدد اضافه کن و او هاج و واج من را نگاه کرد. پس از چند لحظه گفت نمیتوانم. روی کاغذ ضرب و تقسیم را نوشتم و گفتم یعنی این کار را بکن. گفت این را هم نمیتوانم چون ریاضی من ضعیف بوده! گفتم چطور دیپلم گرفتی؟ بندهی خدا پاسخی نداشت و من هنوز به این مساله فکر میکنم که او چطور دیپلم گرفته و بماند که چطور دانشگاه (پیام نور) قبول شده است؟ درجا عذرش را خواستم و الان هم تصمیم گرفتم موقع مصاحبه یکسری سوالات ابتدایی ریاضی را از متقاضیان بپرسم. اگرچه دوستی تعریف میکرد که زمان مصاحبه هرچه میپرسیده (از رشتهی تخصصیشان) جوابی نمیگرفته. آخر سر به یکی میگوید چه چیزی بلدی؟ طرف میگوید بازی ژنرال (یک بازی کامپیوتری). دوستم میگوید خیلی عالیه. همین را برای من کمی شرح بده. طرف نتوانسته است و گفته من فقط میتوانم بازی کنم. نمیتوانم آن را شرح دهم.
و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.