
بیانیهی رسمی مهندس میرحسین موسوی
مهندس میرحسین موسوی، نامزدی خود را در انتخابات اعلام کرد. اگر خاتمی کمی تامل میکرد و به مهندس موسوی زمان میداد، اکنون فضای مناسبتری برای اصلاحطلبان راستین پدید میآمد. اما خاتمی نشان داد که همچنان مرد روزهای سخت نیست و توان مدیریت مسائل پیچیده را ندارد؛ او بار دیگر زیر فشار باجخواهان و به ظاهر دوستان (که اصلاح و اصلاحگری را مساوی خود میدانند) قرار گرفت و به هر آنچه آنان گفتند عمل نمود. او بدون آنکه ذرهای نوآوری و تحول را در گفتمان خود ایجاد کند همچنان با تکرار جملات کلی، مبهم و پارادوکسیکال دل به تکرار واقعهای همچون دوم خرداد بسته است. حال آنکه جامعه تغییر کرده؛ مردم مشکلات را با پوست و استخوان خود لمس میکنند و باید کسی پیدا شود که پای خود را کمی هم زمین بگذارد یا گذاشته باشد. دوستان آقای خاتمی یا بهتر بگوییم بورژوآهای فرهنگی، همچنان به دنبال آنند که چهارسال دیگر تئوری ببافند و نام آن را فرهنگسازی بخوانند و از آنسو کارگزاران، بیسر و صدا به سازندگی خود بپردازند! بگذریم. آقایان، خانمها، نتیجهی 8 سال فرهنگسازی چه بود؟ نتیجهی 12 سال تئوریپردازیتان چه بود؟ اینکه دوباره خاتمی را به مسلخ بفرستید؟ لطفن شورای نگهبان را بهانه نکنید که در تمام این سالها موفق به معرفی نیروی کارآمدی نشدهاید (این، البته مشکل کلی ایران است اما از آنانکه مدعیاند توقع بیشتری میرود).
اکنون، مهندس میرحسین موسوی با دیدگاه مشخص (در تئوری و عمل) به میدان آمده تا شاید بتواند جامعهی به شدت مادی و مسخشدهی ایران را به توجه به ارزشهای انسانی فرا بخواند. این دیدگاه او که البته نزدیکی بسیار با دیدگاههای احمدینژاد دارد از نخستین بیانیهی رسمی او نیز مشخص است. در مقایسه با آقایان خاتمی و احمدینژاد (که هر دو به نظر من دیدگاههای قابل توجهی دارند)، موسوی و اطرافیانش وحدت رویه دارند و با تناقضات فکری و عملی مواجه نیستند. حداقل در حلقهی نزدیکان او (بر خلاف خاتمی که از کارگزاران لیبرالمسلک گرفته تا مدعیان چپ اطرافش بودند یا احمدینژاد که از راست افراطی تا جریان بازار در کنارش قرار گرفتند) همه همکلام و همعقیده هستند.
برای موفقیتش دعا میکنم چون وضع جامعه را به شدت نگرانکننده میدانم.