بایگانیِ آوریل 4th, 2009

وقتی همه خوابیم

آوریل 4, 2009

- در دید و بازدید های نوروزی دوستی قدیمی را دیدم. با او روزهای خوبی داشتیم. نمایشها و فیلمهای به اصطلاح هنری را با هم میدیدیم. اغلب مواقع، نظراتمان با هم یکی بود. بعدها او رشته ی اصلیش را رها کرد و تئاتر خواند اما من جسارت رها کردن را نداشتم. بگذریم؛ آن روزها گذشت. در دیدارمان طبق معمول صحبت از سینما شد. بعد از کمی گپ و گفتگو گفت میخواهد به اتفاق همسرش برود اخراجی های 2 را ببیند. گفتم چرا؟ گفت میخواهیم بخندیم! من که گویا آب سردی رویم ریخته باشند جواب تندی دادم. راستش انتظار نداشتم لمپنیزم و ابتذالی را که از فیلم و حواشی‌اش می‌بارد ندیده باشد.
- میگویند بیضایی فیلم خوبی نساخته! گویا یک توافق نانوشته میان کسانی که فیلم را دیده اند وجود دارد که باطن فیلم را نبینند. اگرچه به نظرم حتی اگر ظاهر فیلم را ببینیم یکی از بهترین فیلمهای بیضایی را شاهد هستیم. همچون بسیاری از فیلمهای دیگر او، به جرات میتوان گفت پلان به پلان فیلم، حساب شده و در خدمت مفهوم نهفته در فیلم است. فیلمی که جزئیات به زیبایی در آن رعایت شده و فیلمبرداری شیک و طراحی صحنه عالی یک فیلم خوش ساخت را سبب شده اند. اما بگذارید اینها را فراموش کنیم. بیایید همه با هم بخوابیم. اصلا نیندیشیم که بیضایی چه میگوید. فکر کنیم که منظور بیضایی همین مناسبات سینماست و در مقابلش موضع بگیریم. نفهمیم که بیضایی از بلایی سخن میگوید که بر سر تک تک ما می آید. ندانیم که بیضایی جامعه را به تصویر کشیده. ما عادت داریم به فرافکنی. اگر کسی از خود ما انتقاد کند بدون اندیشه عکس العمل نشان میدهیم. آری؛ بخوابیم تا زمان قضاوت کند؛ فقط یادمان باشد: “آن کس که خواب است را میتوان بیدار کرد اما آن کس که خود را به خواب زده است هرگز.”