- سلینجر در تقدیمنامهی “تیرها را بالاتر بگذارید، نجاران” مینویسد: “اگر هنوز خوانندهی آماتور و یا دست کم خوانندهای که فقط بخواند و بگذرد در جهان یافت میشود؛ این کتاب را از صمیم قلب و به طور مساوی به او، همسرم و فرزندانم تقدیم میکنم.”
او به طور تلویحی، خوانندگان را از تفاسیر و تعابیر پیچیده در مورد اثرش بر حذر میدارد. از نگاه من، او آشکارا به مفهوم مینیمالیسم اشاره میکند. به راستی، تجربهی آنی یک اثر هنری، لذت خاصی دارد و پرداختن به جزئیات و فلسفهبافی در مورد آن، فرصت این لذت را از ما میگیرد.
- و پرسشی که مطرح میشود آن است که آیا مینیمالیسم همان سادهانگاریست؟ برای پاسخ به این پرسش باز گذری به فیزیک میکنم. بسیاری از فرمولهای مهم فیزیک، به طور شگفتانگیزی ساده اند. برای مثال، معادلهی مشهور انیشتین حتی در ظاهر بسیار ساده به نظر میرسد: E=mc2 . اما باید به خاطر داشت، همین معادلهی ساده، نتیجهی محاسبات بسیار پیچیده و دقیق است که در عین سادهگی، جهان را دگرگون ساخت. شاید همین مثال ساده، تفاوت مینیمالیسم را با سادهانگاری به خوبی نشان دهد.
در واقع، گرچه میتوان با نگاهی کلی به نتیجهی محاسبات پیچیدهی انیشتین و یا داستانهای زیبای سلینجر نگریست و لذت برد و متوقف نشد؛ اما باید به خاطر داشت که آنها به قضایا نگاه سرسری و سادهانگارانه نداشتهاند.
برچسبها: مینیمالیسم، سلینجر، انیشتین