در مصاحبهی احمد طالبینژاد و بهرام بیضایی در مجلهی فیلم به این مطلب برخوردم که به نظرم خیلی با نوشتهی قبلی در باب مینیمالیسم ارتباط داشت.
بهرام بیضایی: “اینکه دوستِ فیلمسازم [داریوش] مهرجویی، مشکلترین مسایلِ عالَم را به سادهترین شکلِ ممکن بیان میکند واقعاً جای تحسین دارد؛ ولی اینکه من سادهترین مسایلِ عالَم را به مُشکلترین شکل بیان میکنم اوّلینبار است میشنوم. آیا این نیست که من پیچیدگیهای پشت سادگی و غیرعادیهای پشت عادی را نشان میدهم؟ و آیا باشو غریبهی کوچک و سگکُشی سادهترین مسایلِ عالَم بودهاند که به مشکلترین شکل بیان شدهاند؟”
از گفتوگوی بهرام بیضائی با ماهنامهی سینمایی فیلم، شمارهی ٣٩٣
در واقع گویا احمد طالبینژاد خیلی سادهانگارانه به مسائل نگاه کرده است. اصلن به گمان من گفتن همین “سادهترین مسائل عالم” اشکال دارد. آیا میتوان با قاطعیت گفت که موضوع سادهای در این دنیا وجود دارد؟ پس با آن پیچیدگیهای پشت سادگی چه کنیم؟ اگر کسی به آن پیچیدگیها پرداخت اصلن برای همین است که فراموش نکنیم پشت فرمول سادهی انیشتین چه غوغایی بوده است!
آوریل 28, 2009 در t 3:59 ب.ظ |
نامه کمیته زنان ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی
http://www.picfa.ir/images/u8cnh2d4w0yda2xgkfcx.gif