در حمایت از مهندس میرحسین موسوی

By atashoney

در راستای فضاسازیهای خاص و ناامید کردن مردم از شرکت در انتخابات و القای عدم تاثیرگذاری رای و تلاش آنان چندیست نوشته‌هایی منتشر می‌شود. با مبنا قراردادن یکی از این نوشته ها که در وب سایت آینده نیوز منتشر شده برخی نکات مورد توجه را پاسخ داده ام. از آنجا که بسیاری از نکات این نوشته‌ های نقدگونه به طور مرتب تکرار می‌شود، پاسخهای نگارنده نیز قابل تعمیم به آنان می‌باشد.

1)     با نگاهی به سایت مشخص است که عنوان “رسانه مستقل ایرانیان” برازنده آن نیست و به نظر میرسد متعلق به گروهی خاص است؛ تا آنجا که شماره حساب کمکهای مردمی به ستاد آقای محسن رضایی را اعلام کرده! آیا این خبر است؟ و آیا در رسانه ای مستقل چنین کاری رایج میباشد؟ بدیهی است ذکر چنین مطلبی نیز هیچ ارزش خبری ندارد. به طور کلی محسن رضایی تلاش در تقلید از موسوی دارد و از آنجا که کمپین موسوی به خوبی توانسته فضای اینترنت را از آن خود کند آنها تلاش دارند با راه اندازی و تصاحب وب سایتهای متعدد، این عقب مانده گی را جبران کنند.

2)     در ابتدای نوشته ار کارشناس ارتباطات نام برده شده. آیا این کارشناس اسم ندارد؟ آیا نویسنده مطلبی توهین آمیز یا اصلا بر خلاف دولت گفته که نگران فاش شدن مشخصاتش شود؟ ایشان که احتمالن سعی در فضاسازی دارند؛ فرض را بر ناکامی میرحسین در ایجاد موج اجتماعی گذاشته اند و از هم اکنون فضای جامعه را با روزهای آخر انتخابات دوم خرداد مقایسه کرده اند . این البته برای آنانکه دوم خرداد 76 را به یاد نمی آورند قابل باور است؛ اما ما که در کوران آن انتخابات بودیم خاطرمان هست که قدرت آن موج عظیم تنها پس از انتخابات و پس از پیام تبریک آقای ناطق نوری به خاتمی مشخص شد؛ وگرنه تمام این تحلیلهای کارشناسان زیده ارتباطات! همان زمان هم وجود داشت و آنان به طور مداوم تخم یاس و ناامیدی را میان مردم و دانشجویان میکاشتند و افتخار نسل ما این است که در کمال آرامش تصمیم منطقی خود را گرفت و هشت سال از بهترین دوران جمهوری اسلامی ایران را رقم زد.

3)     ایشان، در راستای فضاسازی مطلوب، از یک نظرسنجی فرضی سخن میگویند. همچون موارد پیشین، از آنجا که منبع این نظرسنجی و مشخصات آن معلوم نشده؛ ارزش آن زیر سوال است و چگونه میتوان برای چنین تحلیلی به آن استناد کرد؟

4)     با فرض صحت این نظرسنجی یا نظرسازی، نتایجی که از آن گرفته شده غیرمنطقی و نامستدل به نظر میرسد. این کارشناس! نخست از گفتمان آقای موسوی سخن گفته است و ادبیات فخیم و پاکیزه ایشان را زیر سوال برده است.  جای بسی تاسف است که در سالهای اخیر ادبیات لمپنی و پوپولیستی رواج یافته و به نظر می‌رسد که هرکس که به توده ها و اقشار ضعیف جامعه توجه دارد، به منظور برقراری ارتباط با آنها باید از ادبیات عوامانه کوچه و بازار استفاده کند (و بدتر از آن به ترویج زبان آلوده بپردازد). ایشان صحبت از احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی را متعلق به نخبگان میداند؛ حال آنکه با این سخن، در واقع سطح شعور مردم عادی را زیر سوال برده است. حتما ایشان که انتظار ندارد آقای موسوی سخن از سر سفره مردم بردن پول نفت کنند! در نهایت، فکر می کنم آقای خاتمی و گفتمان ایشان مثال روشنی در نقض این استدلال است؛ چرا که خاتمی توانست با حفظ ادبیات روشنفکرانه خود، به راحتی با اقشار دیگر جامعه نیز ارتباط مناسب و محکمی برقرار کند.

5)     کارشناس محترم، سپس به سراغ ستاد انتخاباتی مهندس موسوی رفته اند. باز هم ایشان، مفروضاتی را برای استدلالشان در نظر گرفته اند که واقعیت ندارد و اگر بدبینانه فکر کنیم در جهت همان فضاسازیست و با خوش بینی نشان از آگاهی کم ایشان از عملکرد ستاد دارد. اتفاقا تاکید بیشتر ستاد بر ارتباط با اقشار مختلف اجتماعیست و بدیهی است که در حال حاضر اقدامات عملی گسترده، تخلف انتخاباتیست و بنای ستاد پای بندی به قانون است. در عین حال، شاید توضیح مختصری از مفهوم “قشر مرجع” برای این کارشناس ارتباطات بد نباشد. به طور معمول، گروهی از مردم هستند که به سبب دانش یا بهره گیری از استعدادشان، مورد احترام و اعتماد اقشار دیگر جامعه هستند. پزشکان، اساتید دانشگاه، روحانیون، معتمدان محل، حتی دانشجویان و … از آن جمله اند. در موارد بسیاری، مردم از آنها مشورت می گیرند که یکی از این موارد انتخابات است. در کشورهای پرجمعیتی مانند ایران، طبیعی است که با توجه به زمان و امکانات محدود، برای فراگیر کردن یک موضوع باید در ابتدا به سراغ قشر مرجع رفت و با آنان تعامل منطقی برقرار نمود. نکته دیگر آنکه اگر حضور آقای موسوی در فضای اینترنت چشمگیر است که همگان به آن معترفند، نه به سبب توجه ویژه ستاد ایشان به این رسانه که به سبب حرکتهای خودجوش بخشی از همان قشر مرجع میباشد و ستاد ایشان به نقطه ضعف خود (در اختیار نداشتن رسانه ی فراگیر جهت برقراری ارتباط با 70 میلیون ایرانی) واقف است.

6)     در بخش دیگری از نوشته ی این کارشناس به استفاده از کاراکترهای نامتعارف در جامعه! نظیر همسر ایشان (یعنی خانم رهنورد!) پرداخته شده است. شاید در این مورد، سکوت بهتر باشد چون گذشته از لحن توهین آمیز نوشته به نیمی از جمعیت ایران، استدلال متحجرانه ی آن بر همگان روشن است. اما در مورد قسمت دوم این بخش از انتقادات، مبنی بر تاثیر منفی این کار بر اقشار سنتی و متدین به این نکته بسنده میشود که ظاهرا ایشان فراموش کرده اند که پیشتر اعلام کردند اقشار سنتی و توده مردم، تا کنون ایشان را ندیده اند و صرفا نخبگان مخاطبان ایشان بوده اند. حال، اگر تصاویر مربوط به همراهی خانم رهنورد با مهندس موسوی به توده های مردم نرسیده چگونه تاثیر منفی گذاشته است؟

7)     در مورد “نوع ادبیات، تن صدا و آرامش” مهندس موسوی که ایشان به آن اشاره کرده به سلیقه ایشان احترام میگذاریم اما همانطور که پیشتر گفتم با فرض قبول سلیقه ایشان، آقای خاتمی مثال بارزی در رد تاثیرگذاری و مهم بودن این پارامتر میباشد و نگارنده به خوبی به خاطر دارد که دقیقا همین اشکالات به آقای خاتمی نیز وارد میشد. شخصا متانت و آرامش و صداقت در گفتار آقایان خاتمی و موسوی را بسیار میپسندم.

8)     در مورد “فاصله گرفتن تصویر ارائه شده از وی با شخصیت واقعی او” همچنان این ابهام باقیست که از کدام تصویر سخن گفته میشود؟ آیا تا کنون به اعتراف خود، ستاد ایشان فرصتی جهت ارائه تصویر واقعی داشته که نوشته اید: “عملاً تصویر مورد نظر این مجموعه که علائق و رفتارهای سیاسی و فرهنگی خاص دارند، به مردم ارائه می‌شود”؟ یا این نوعی پیش گویی است که البته برخی به طرز عجیبی توانایی انجام آن را دارند؟

9)     اشتباه دیگر در راهبرد انتخاباتی میرحسین موسوی را توجه بیش از حد و زودهنگام به نقد دکتر احمدی‌نژاد دانسته اند. باز هم گذشته از غیر منصفانه بودن و عدم بررسی دقیق برنامه های مهندس موسوی، شاید ذکر این نکته بد نباشد که آقای احمدی نژاد در این چند سال به قدری برنامه ریزی و حرکت مطابق با طرح را زیر سوال برده اند که هرگونه سخن گفتن از برنامه ریزی و توجه به کارشناسی به نوعی نقد ایشان محسوب میشود. برای مثال، وقتی آقای موسوی سخن از احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی و یا ثبات در مدیریت میکنند بیش از آنکه به نقد آقای احمدی نژاد مربوط باشد به مبانی و پایه های برنامه های مهندس موسوی ارتباط پیدا میکند.

10) در پایان، لازم به اشاره است که استقبال بی نظیر مردم و به ویژه جوانان و دانشجویان از مهندس موسوی، برای برخی نگرانیهای جدی ایجاد کرده است و همانان که پیشتر میگفتند جوانان از ایشان شناخت کافی ندارند و بیشتر مردمی که از عملکرد درخشان ایشان در دوران دفاع مقدس و در دوران ارزانی نفت (بشکه ای 4 دلار!) خاطره دارند از ایشان استقبال خواهند کرد اکنون استدلالشان را تغییر داده و میگویند به طور طبیعی! دانشجویان و مخاطبان اینترنت به ایشان رای خواهند داد. استدلالهای متناقض این افراد نشان از توفیق نسبی مهندس موسوی در جلب آرای مردم دارد و همه ی اینها به اعتراف منتقدان نه با شعارهای عوام پسندانه بلکه با سخنان صادقانه به دست آمده است و با آغاز تبلیغات تلویزیونی همگان فرصت آشنایی با ایشان و تصمیم گیری نهایی را خواهند داشت و البته باید به خواست و تصمیم عمومی مردم احترام گذاشت.

برچسب‌ها:

پاسخ دهید