یادم هست که یک بار محمدرضا خاتمی در دانشگاه صحبت میکرد و در پاسخ به یکی از دانشجویان که گفت چرا حقیقت را نمیگویید؟ گفت: چه بگویم؟ همهی شما حقیقت را میدانید. با اتفاقات اخیر فکر میکنم حتا آدمهای غیرسیاسی هم اشکالات نظام سیاسی ایران را متوجه شدهاند. بنابراین قصد نوشتن مطلب در اینباره را ندارم.
اما نمیتوانم از رفتار زشت و تهوعآور صدا و سیما که حداقل نیمی از جمعیت ایران را نادیده میگیرد حرفی نزنم. همه دیدیم صدا و سیما که باید رسانهی ملی باشد؛ دربست در اختیار جناح حاکم قرار گرفته و کاملن یکسویه و بدون ذرهای انصاف، فضا را بر کوچکترین انتقادی بسته است. از خود سوال میکنم عقلای نظام از این یکجانبه نگری و انباشت انتقادات مردم و کارشناسان چه نتیجهای انتظار دارند؟ آیا به جز رواج شایعه و گرایش مردم به رسانههای خارج از کشور حاصلی برایشان دارد؟
نکتهی دیگر ایجاد محدودیت برای کانالهای معتبر اطلاعرسانی نظیر سایتهای رسمی مهندس موسوی و روزنامهی ایشان است. اگر نظام ما اینهمه ظرفیت دارد که در تلویزیون میتوان به آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و خاتمی تهمت زد آیا حرفهای آقای موسوی را که دائم از توجه به خط امام و اسلام میگوید نمیتوان تحمل کرد؟ و آیا با این کارها و بازداشتهای فلهای شخصیتهای نظام؛ راه را برای سوءاستفاده کنندگان هموارتر نکردهاید؟ امیدوارم در فضای آرامتر فکری برای این کارهای شتابزده (که به نظر من زیانهای فراوانی داشت) بشود.