Archive for جولای, 2009

درباره الی

جولای 18, 2009

درباره الی را دیدم (راستی اینهمه به ما می‌گویند از “ی” اضافه استفاده کنید چرا نمی‌نویسند درباره‌ی الی؟)؛ البته فیلم خوبی بود اما همچنان “وقتی همه خوابیم” را با توجه به تئوری مؤلف بهترین فیلم سال می‌دانم. اینکه درباره الی را شاهکار نمی‌دانم شاید به خاطر بزرگنماییهای طرفداران افراطی فیلم باشد و یا به خاطر یادداشت پرویز نوری که آن را بی‌شباهت به فیلم “حادثه” آنتونیونی ندانسته. یادم هست در ایام نوروز یکی از کسانی که تازه به وادی هنر وارد شده آنچنان از فیلم تعریف کرد که ناخودآگاه منتظر یک فیلم عجیب و غریب بودم. در مقابل، انقدر ایرادات بنی‌اسرائیلی از “وقتی همه خوابیم” گرفتند که انگار نه انگار فیلمساز مولفی به نام بهرام بیضایی پشت آن بوده. گاهی فکر می‌کردم آیا ایرادگیران به فیلم بیضایی، فیلمهای قبلی بیضایی را دیده‌اند؟ آیا کدها و نشانه‌های خاص او را می‌شناسند؟ این نکته‌ی مهمی است که منتقدان تازه از راه رسیده‌ی ما فراموش می‌کنند. در واقع، برای اظهار نظر در مورد یک فیلم جدی و مهم، باید آن را در چارچوب یک کل در نظر گرفت که تمامی آثار پیشین کارگردان در این کل قرار می‌گیرد. اینگونه است که می‌توان به درکی عمیق از فلسفه‌ی فکری و هنری یک اثر رسید. اتفاقن مهمترین نکته‌ی “درباره الی” را تلاش فرهادی جهت تثبیت سبک نویی از کارگردانی در سینمای ایران می‌دانم؛ و البته جای خوشحالیست که این فیلم بهتر از “چهارشنبه سوری” درآمده اما فرهادی در آغاز راه است. عمق دادن به مسائل بسیار مهم فردی، اجتماعی و اخلاقی و پنهان کردن این مسائل مهم زیر پوسته‌ی داستان اصلی فیلم از نکات مثبت این سبک است. در این نوشته نمی‌خواهم وارد ریزه‌کاریهای داستان بشوم و آن را موکول میکنم به دیدن مجدد فیلم (اگر شد)؛ اما به عنوان نمونه اشاره می‌کنم به رابطه‌ی پیچیده‌ی سپیده و احمد و اشاره‌ی ظریف به ذهنیت مانی حقیقی (نام شخصیت فیلم را یادم رفته). صحبتم در اینجا این است که اگر هم “درباره الی” فیلم ویژه‌ای باشد (که هست) به خاطر همین سبک و این نکات زیرپوستیست؛ وگرنه اینکه آن را نمونه‌ی یک فیلم خوب بدنه و پاپ بنامیم و بخواهیم از آن الگویی برای سینمای ملی بسازیم انحرافی بزرگ در شناختن ارزشهای اصلی فیلم است. من البته خوشحال می‌شوم اگر “درباره الی” زیاد بفروشد اما نمی‌توانم از این نگران نباشم که غوره‌های مویز نشده، زیر پرچم این فیلم به ساخت آثار تکراری و خسته‌کننده بپردازند و ارزشهای فیلم‌ساز صاحب سبکی به نام فرهادی و سبک شخصی (با تاکید) او فراموش شود؛ اتفاقی که در مورد عباس کیارستمی افتاد و حرکتهای ابتر مقلدان؛ مستمسکی به ایرادگیران داد تا بر هنرمند بزرگ سینمای ایران بتازند.