بعد از انتخابات، یکی از سؤالهایی که دوستان و آشنایان از من میپرسیدند این بود که توییتر چیه؟ با اون موج تبلیغاتی که رسانههای خارج از کشور (به طور مشخص بیبیسی و سیانان) و بعد هم رسانههای داخل کشور در مورد این وبسایت راه انداختند و بازتابهای داخلیش هنوز هم ادامه دارد؛ طبیعی بود که کسانی که کمتر با دنیای اینترنت آشنا هستند نسبت به این پدیده کنجکاو شوند و در ذهن خود چیز عجیب و غریبی برای آن بسازند. اینجا هم من نمیخواهم جواب این سؤال را بدهم؛ زیرا کسی که این مطلب را میخواند حتمن میداند توییتر چیست. میخواهم دیدگاه خودم را نسبت به این پدیده بیان کنم.
به نظر من، توییتر ادامهی روند سهلانگاری نسبت به پدیدهها در دنیای مدرن است. در حقیقت همانطور که امروز میبینیم پدیدهای مانند Fast food اینهمه فراگیر شده؛ باید انتظار داشته باشیم در آیندهای نه چندان دور توییتر هم جای خود را در میان عوام باز کند. شبیه همین اتفاق، در مورد رمان و داستان کوتاه هم افتاده و حالا کمتر کسی حوصلهی خواندن شاهکارهایی مانند برادران کارامازوف یا در جستجوی زمان از دست رفته را دارد. میشود گفت این از مقتضیات زمانه است و اگرمقتضیات زمانه! را در نظر بگیریم امثال من باید وبلاگنویسی را رها کنند و خود را با میکرووبلاگنویسی تطبیق دهند.
نکتهی دیگر: نه آنکه من موافق زیادگویی و پیچیده نوشتن باشم و محدودیت 140 کاراکتری توییتر را از این زاویه برنتابم و برعکس؛ خود از شیفتهگان مینیمالیسم هستم (قبلن دربارهی آن نوشتهام) اما نکته در همان سوءتعبیریست که گاه در مورد مینیمالیسم اتفاق میافتد و آن را برابر سادهانگاری و نه سادهسازی میپندارند. با نگاهی به نوشتههای کسانی که توییت میکنند متوجه میشویم که آنها هایکو نمینویسند و هدفشان این است که مطالب خود را هرچه کوتاهتر کنند و حسم این است که این تب سادهانگاری و نوشتن شلختهوار ما را از عمق به سطح خواهد آورد. البته انتظار من این نیست و نباید باشد که توییترها هایکو بنویسند اما معتقدم باید حد و حدودی برای ساده دیدن و ساده نوشتن قائل بود و نمیتوان به بهانهی ساختن دنیای عاری از پیچیدگی و ارتباط هرچه بیشتر با عوام، تسلیم موج قوی سهلانگاری شد.
اشکال دیگر توییتر؛ غلبهی صنعت تبلیغات بر هدف اصلی راهاندازی چنین سایتی است و به این ترتیب بار دیگر حاشیه بر متن غلبه میکند. با کمی فعالیت در این سایت، با انبوهی از تقاضاهایی مواجه میشوید که هدف نهاییشان ترغیب شما به خرید است و در جایی که مطالب عمیق و اثرگذار کمتر یافت میشود تاثیر این تبلیغات بیشتر خواهد بود.
سخن آخر: آیا موج جدید از ما که سر جای خود ایستادهایم خواهد گذشت؟