دائم به من میگفتی باید خودت رو عوض کنی. و من با خودم فکر میکردم اگه خودم رو عوض کنم دیگه من، من نیست. پس تکلیف من چی میشه؟ دیگه احساس خوبی نسبت به خودم نداشتم. میخواستم همین من رو دوست داشته باشی، با همه ی بدیهاش و احتمالن خوبیهاش. اما احساس میکردم اینطور نیست. یعنی مطمئن شدم. اون من رو شاید دوست داشتی اما این من رو نه. من اما همین من رو دوست داشتم. اینها یادت هست؟